هدیه تولد آقا (عج) = ترک گناه

معمولا ما برای روز تولد به دوستان مان هدیه می دهیم. تمام سعی خود را هم می کنیم تا این هدیه، ارزشمند و در خور شان او باشد. هر چقدر این دوست یا فامیل برایمان عزیزتر باشد در انتخاب هدیه، ارزش مادی و معنوی، کادو کردن، جمله زیبایی که قرار است روی آن بنویسیم و دیگر موارد تمام دقت خود را به کار می گیریم. همه چیز را از قبل مهیا می کنیم و برای روز تولد برنامه ریزی می کنیم. اما …

تا میلاد امام زمان در حدود چهل روز باقی مانده است. نیمه شعبان روز تولد صاحب الزمان است و ما همیشه این روز خجسته را جشن می گیریم و خیابان ها را چراغانی و تزئین می کنیم. اما برای امام زمان هدیه تولد هم داریم؟ چیزی هست که بشود به محضر مبارکش تقدیم کرد و او را در روز میلادش خشنود ساخت؟ بیایید امسال کوچه پس کوچه های دل هامان را چراغانی کنیم. در دل های تاریک مان چند چراغی روشن کنیم و آن را هدیه کنیم به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.

حضرت آیت الله بهجت می فرمود: «خدا می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم. کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم!»

ما هم اعتقاد داریم به اینکه اعمال ما هر هفته بر امام زمان مان عرضه می شود. ما خوب می دانیم که موجب ناراحتی و رنجش خاطر امام زمان هستیم و گناهان ما دل او را می شکند. لذا برآنیم تا بار دیگر در نیمه شعبان جشنی بر پا کنیم. اما این بار با دست پر.

هدیه ما امسال به امام زمان دل هایی است که چهل روز هوای خود را داشته اند. می خواهیم از پنجم رجب تا نیمه شعبان چله بگیریم. و در این چهل روز حداقل یک گناه را ترک کنیم و مرتکب آن نشویم.

این بهترین هدیه ما به امام زمان و به خودمان است. با این تیر چند نشان می زنیم. حضرت آیت الله بهجت می فرماید: «تا رابطۀ ما با ولیّ امر امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر هم در اصلاح نفس است.»

این حرکت با نام «هدیه تولد خورشید» با بضاعت اندکی راه اندازی شده است. لذا از تمام همکاران وبلاگ نویس دعوت می کنیم اگر حرکت ما را می پسندند اولا به جمع ما بپیوندند ثانیا با نوشتن درباره این حرکت در پایگاه های خود مخاطبان شان را به آن فرا بخوانند.

منبع : http://azjensekhoda.com/?p=443&cpage=2#comment-3183


هزار نامه بی جواب


دوری از خدا

اغلب چون گرفتاریم ، به خدا نمی رسیم

غافلیم از اینکه

چون به خدا نمی رسیم ، گرفتاریم  .

نظر شما چیه ؟

یک درس مهم

من دانشجوى سال دوم بودم. يک روز سر جلسه امتحان وقتى چشمم به سوال آخر افتاد، خنده ام گرفت. فکر کردم استاد حتماً قصد شوخى کردن داشته است. سوال اين بود: "نام خانمی که محوطه دانشکده را نظافت میکند چيست؟» من آن زن نظافتچى را بارها ديده بودم. زنى بلند قد، با موهاى جو گندمى و حدوداً شصت ساله بود. امّا نام او را از کجا بايد میدانستم؟ من برگه امتحانى را تحويل دادم و سوال آخر را بی جواب گذاشتم.
درست قبل از آن که از کلاس خارج شوم دانشجويى از استاد سوال کرد: "آيا سوال آخر هم در بارم بندى نمرات محسوب میشود؟" استاد گفت: "حتماً!!" و ادامه داد:

"شما در حرفه خود با آدمهاى بسيارى ملاقات خواهيد کرد. همه آنها مهم هستند و شايسته توجه و ملاحظه شما میباشند، حتى اگر تنها کارى که می کنيد لبخند زدن و سلام کردن به آنها باشد."

من اين درس را هيچگاه فراموش نکرده ام.